وبسایت رسمی فروهر

کتاب یادداشت های غار

کتاب یادداشت های غار
5 از 2 رای

کتاب یادداشت‎های غار یکی دیگر از کتابها و آثاری است که توسط فروهر تشویقی ترجمه و تالیف گشته است. در کتاب یادداشت‎های غار با نکات ظریفی در حیطه انسان شناسی و حقیقت درونی انسان روبرو خواهیم شد.
غار نامی است برای جلسات زنان و مردانی که هر روز ساعت ۷ صبح برای کمک به خود، برنامه بهبودی ۱۲ قدمی تشکیل می‎دهند. در این کتاب، سخنان آنان که سرشار از عواطف، احساسات والا، درد و رنج مشترکان است، در پیوند عمیقی که باهم دارند مفهوم پیدا کرده است.

غار پستوی نیمه تاریک یک بار است که معتادان در حال بهبودی صبح زود، در آن جا یکدیگر را ملاقات می کنند

ده سال پیش، در جشن تولد ۹ سالگی‎ام، دوست و همیار قدیمی‎ام علی.ع این کتاب را به من هدیه داد. آن روزها نطفۀ گروه ما تازه گذاشته شده بود. تعداد اعضای گروه نوپای ما از ده نفر تجاوز نمی‎کرد و روابط عاشقانه‎ای بر ما حکم فرما بود. دریافت این کتاب از یک دوست، تعهد ترجمۀ آن را نیز از همان زمان برای من به ارمغان آورد کـه توفیـق آن پـس از ده سال، میسر شد.

کتاب یادداشت‎های غار

کتاب یادداشت‎های غـار (Cave ) چیسـت و اهمیـت ایـن مطالب و سخنـان در چیست؟
غار، آشنای مهربان بعضی افراد است، پستوی نیمه تاریک یک بار است که معتادان در حال بهبودی صبح زود، در آن جا یکدیگر را ملاقات می کنند تا تجـربه‎های بهبودی، نیرو و امید خود را با هم تقسیم و در راه بهبودی از بیماری مهلک اعتیاد یکدیگر را یاری نمایند.
این گروه از مردان و زنان سال‌ها است که گرد هم می‎آیند تا در سفر پیروزمندانه به سوی زندگی نوین؛ و هنوز هم باور نکردنی، شاد و مثمر ثمر، همراه هم باشند. آگاهی و دانشی که بسیاری از اعضا تدریجاً ‌در این اتاق کسب کرده اند، پردۀ خاطرات و تجربه‎های آنان را از غبار کهنه و چندین سالۀ اعتیاد پاک کرده و روشنی بخشیده است.
« دیـو. ک » از ساکنان ثابت Cave در یادداشت های خود، خرد و آگاهی را که از ذهـن بسیـاری از معتادان در حـال بهبـودی گریختـه بـود، بازیافت می‎کند. او با آگاهی از این که خود، اجازۀ گریز ابدی این واقعیات ارزشمند را داده است، ازسال‌ها پیش، نوشتن این یادداشت‎ها، نقل قول‌ها، داستان‌ها و سایر تجربه‎های بهبودی را بر روی دستمال کاغذی، کارت‌های ویزیت و هر کاغذی که در دسترسش قرار می گرفت آغاز کرد. این مطالب از منابع گوناگون و مختلفی گرفته شده که از درد و رنج و یا صلح و آرامش واقعی گویندگان آن سرچشمه گرفته است.
دیو، در مورد حقیقت، منبع و خاستگاه یا کـاربـرد عملـی آنها به قضاوت نمی‎پردازد . او صـرفاً ایـن یـادداشت‎ها را بـه شما انتقال می‎دهد به این امید که همان‌گونه کـه بـه او کمک کـردنـد تـا … بـرای یـک روز دیگـر بماند، به شما نیز کمک کنند.

پذیرش

پـذیرش ، از نظـر مـن لـذت بـردن از آن چـه کـه داریم ، در لحظـه است.
یـک جـو ” تمـایـل ” بـرای پـذیـرش زنـدگی آن طـور کـه هست ، بـه خـرمنی از آرامش تبدیل می‎شود.
درصـورتی که من بتوانم حتی وقتی که اوضاع بر وفق مرادم نیست به خود بقبولانم که بپذیرم، زندگیم به صورت بسیار مثبتی تحـت تـاثیر قرار خواهد گرفت . در دعای آرامش ، ما از خداوند می‎خواهیم به ما آرامشی عطا فرماید که به کمک آن ، چیزهایی را که نمـی‎تـوانیم تغییر دهیـم ، بپذیریم، کـه در واقـع، تقریبا همه چیز را در بر می‎گیرد .تنها چیزی که من می‎توانم تغییر دهم فقط خودم هستم. بنابرایـن به خـود یـادآوری می‎کنم که همه چیز از درون من شروع می‎شود و بهترین و تنها نمـونه‎ای که بـرای کـار کـردن بر آن در دست دارم ، فقط خودم هستم.

حرکت

اگر من بدن خود را به حرکت در آورم ، فکرم نیز چاره‎ای جز پیروی ندارد. من بدن خود را به جلسات می‎آورم و ذهنم به مشارکت ها و تجربیات مراحل مختلف زندگی دیگران گوش می‎دهد و من می‎توانم از آنها جهت انجام اقدامات لازم استفاده کنم . این اولین حرکتی است که ما برای کنار رفتن از سر راه، انجام می‎دهیم.
وقتی من حرکت می‎کنم ، نمی‎توانم زیاد در فکر باشم . امثال من معروفیم به اینکه می توانیم با فکر خویش ، خود را به حالت کما فرو ببریم.

رنجش

رنجش، من از این که لازم است در مورد رنجش صحبت کنم ، نفرت دارم ! به خصوص که یکی از این رنجش‎ها ، نسبت به خودم است .
من عمیقاً در قلب خود در مورد رنجش از دیگران درس خود را گرفته‎ام. من نمی‎توانم ترازنامه دیگران را بگیرم. اگر من بخواهم فهرستی از چیزهایی که در دیگران نمی‎پسندم تهیه کنم شاید بهتر باشد ، اسم طرف را خط بزنم و اسم خودم را بنویسم ، زیرا بی‎تردید چیزهایی که در این فهرست نوشته‎ام همان چیزهایی است که در خود نمی‎پسندم .
در دوران اولیه پاکی‎ام در یکی از جلسات کسی گفت : هر بار که انگشت سبابه خود را به طرف کسی نشانه میروی بهتر است مراقب سه انگشتی که به طرف خودت نشانه رفته است باشی. امروز برای آن شخص ، فقط دعا می‎کنم و وقتی آن را انجام می دهم ، به من کمک می کند که صبورتر باشم و کمتر قضاوت کنم.

کتاب یادداشت‎های غار

۱- Resentment = automatic negative judgment
رنجش : قضـاوت منفـی اتـوماتیـک و خـودکار
۲- I cannot have a resentment without denying the truth
رنجش، بـدون انکـار واقعیـت، صورت نمی‎پذیرد
۳- If you make a list of things you don`t like about a person , you`ve just made a list of things you don`t like about yourself
اگر فهرستی از نکاتی که در دیگری نمی‎پسندی تهیه کنی، خواهی دید که این فهرست شامل همان نکاتی است که در خود نمی‎پسندی !
۴- The resentment I know best is the one I have against myself
بدترین رنجشی که می‎شناسم، در مورد خودم است
۵- Resentment are like wetting your pants , you are the only one that feels it .
رنجش، مثل این است که شلوار خود را خیس کرده باشی، تو تنها کسی هستی که آن را احساس می‎کنی
۶- Resentment = the desire to have another person feel guilty
رنجش : تمایل به این که دیگری را مجبور کنی احساس گناه کند
۷- ? If there is resentment ? , ask yourself : Am I envious ? Am I jealous Am I afraid
اگر رنجشی داری از خودت بپرس :
آیا غبطه می‎خورم؟ آیا حسادت می‎کنم؟ آیا می‎ترسم ؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *