وبسایت رسمی فروهر

کتاب غلبه بر اعتیاد

کتاب غلبه بر اعتیاد
5 از 2 رای

کتاب غلبه بر اعتیاد یکی دیگر از آثار فروهر تشویقی می‎باشد که توسط ایشان ترجمه شده است.
فروهر تشویقی در اول کتاب خطاب به هم دردان خود چنین می‎نویسد :
با آن که تجربۀ ۲۲ سال رهایی من از چنگال اعتیاد از طریق مراکز بازپروری مدل اجتماعی و مکاتب دوازده قدمی حاصل شده است، با این همه به عنوان یک محقق، مؤلف، مدرس و طراح روش پرهیز مدار و ایمان مدار، مرتباً راه‌ها و روش‌های دیگر را مورد مطالعه قرار داده و مکاتبی را که در مسیر روش‌های ایمـان مـدار ارائۀ طریق می‎کنند، معرفی و برای تایید سرمایه‌های ۱۲ قدمی‌مان از آن استفاده می‌کنیم.
این کتاب توسط یک انسان متحول شده که پرهیز و ایمان را سرلوحۀ زندگی خود قرار داده است برای کمک به همدردان ما به رشته‌ تحریر درآمده است؛ آرزو دارم مفاهیم معنوی و راهکارهای آن بتوانند به آن چه که داریم، چیزی اضافه کند.


کتاب غلبه بر اعتیاد

معنــای اعتیــاد

من معتقدم که اعتیاد و پی‌آمدهای آن یکی از مهم‌ترین مسائل بهداشتی است که اکنون جامعه‌ی ما با آن روبرو است. بیماری‌های قلبی و عروقی، بیماری‌های تنفسی مانند آمفیزم، بسیاری از انواع سرطان و ایدز فقط بخش کوچکی از پی‌آمدها و مشکلاتی است که به طور مستقیم یا غیر مستقیم از اعتیاد ناشی می‌گردد. در این کتاب، در صفحاتی مختصر و محدود سعی شده است که به مسأله‌ی بسیار پیچیده و بغرنج اعتیاد اشاره‌ای داشته باشد. در نگاه اول این امر ممکن است وظیفه‌ای‌ بی‌نهایت ‌مشکل به نظر‌آید؛ ‌ تلاش در پرداختن به پیچیدگی‌های بزرگ اعتیاد آن هم تنها در کتابی حدود بیش از صد صفحه، ممکن است حتی بسیار گستاخانه به نظر آید. با وجود این‌، باور من این است که کتاب کوچکی مانند این می‌تواند برای میلیون‌ها نفری که می‌کوشند تا با رفتارهای معتادگونه در زندگی‌شان کنار یایند و یا میلیون‌ها خانواده و عزیزانی که برای کمک به آنان سعی در یافتن راه حلی برای این‌گونه مشکلات دارند، منفعت بزرگی به ارمغان بیاورد.
در اعتیاد، این نکته کاملاً سرنوشت ساز و حیاتی می‌باشد که شامل اعتیاد به مواد مخدر، غذا، الکل، توتون، قمار، سریال‌های تلویزیونی آبکی یا هزاران چیز وسوسه کننده‌ی دیگری است که هر روزه در زندگی ما ظاهر می شوند. اعتیاد با جست‌و‌جوی چیزی درست اما در مکانی غلط آغاز می‌گردد. همان‌طور که آقای رابرت جانسن در کتاب بی‌نظیر خود به نام سرمستی مشخص نموده است؛ اعتیاد چیزی نیست مگر جانشین به شدت تنزل داده شده‌ای به جای تجربه‌ی واقعی لذت.

پـرورش روح

این استعاره‌ی معروف، هم در کتب و اسناد قدیمی و هم جدید به کار رفته اسـت و درک معنای آن زیاد مشکل نیست. خیلی ساده معنای آن این است که ما علاوه بر رفع نیازهای مادی و جسمانی‌، نیازهای دیگری نیز در زندگی داریم. اما توجه به تاکیدی که در این عبارت آمده است مهم به نظر می‌رسد؛ ارضای روح در این‌جا به عنوان نیاز مبرم زندگی بیان گردیده که قابل قیاس با نیاز به غذا است. این نکته تقریباً در تمام مذاهب و روایت‌های دینی و مذهبی بیان گردیده است که: ما برای زنده ماندن نیاز به غذای “روح ” داریم.

” انسان فقط با خوردن نان زنده نمی‌ماند “

چون ما دانش کافی در مورد برآورده کردن نیازهای روحی نداریم، جای تعجب نیست که بسیاری از مردم در مورد نیازهای حقیقی روح بشر، دچار سوء تعبیر شوند. آن‌ها انواع گوناگونی از فعالیت‌های بسیار مهیج و به همان تعداد موارد از بین برنده‌ی حساسیت را جایگزین آن “چیز واقعی” نموده اند؛ همان تجربه‌ی عمیق و ژرف که رابرت جانسون از آن به عنوان سرمستی نام می برد.
این یک تراژدی است زیرا ما نیاز به سرمستی داریم. درست به همان شیـوه‌ی ابتدایی که ما محتاج غذا، آب و هوا هستیم، به تجربه‌ی سرمستی نیز نیازمندیم، با این وجود، این نیاز اساسی بشر به ندرت در جوامع کنونی غرب مورد توجه واقع شده است.
مسلماً رفتار معتادگونه در اقشار فقیر، شیوع بیشتری نسبت به اقشار مرفه جامعه داشته است و اثرات آن نیز در میان افرادی با منابع شخصی و اجتماعی ضعیف، بسیار مخرب‌تر و ویرانگرتر می‌باشد.

اگر به افرادی که احساس می‌کنند از موفقیت مادی محروم گشته‌اند بگویم که می‌بایست به نیازهای معنوی‌شان توجه نمایند، موجب پدید آمدن مشکلاتی خواهم شد. برای مثال، کسی ممکن است بپرسد: آیا مثل این نیست که به یک بچه‌ی کوچک بگوییم؛ بالغ بودن، آن‌طور که به نظر می‌رسد هیجان‌آور نیست؟ اگر چه می‌دانیم بچه‌ها می‌خواهند خودشان این مسأله را کشف کنند؛ با وجو این هنوز هم اعتقادم بر این است که آگاهی و برآورده نمودن نیاز روحی برای هر کسی بدون توجه به موقعیت کنونی‌اش در جامعه، ضروری است و حتی معتقدم که این آگاهی تنها جواب حقیقی و همیشگی برای رفتارهای معتادگونه می‌باشد. در صفحات آتی سعی کرده‌ام نشان دهم که احساس رضایت روحی برای هر کسی، بدون توجـه بـه سوابق شخصی یا منابع مادی‌، مقدور و میسر می‌باشد. به طور قطع شرایط فردی شما به روی مسیری که می‌خواهید به طرف پیشرفت و ارتقای معنوی بپیمایید تأثیر گذاشته و پرتو می‌افکند. در حقیقت یکی از بزرگ‌ترین نقاط قوت آیورودا‌، انعطاف پذیری آن نسبت به برآوردن نیازهای منحصر به فرد هر کس می‌باشد.
امیدوارم عنوان فرعی این کتاب بیانگر عمق احساساتم نسبت به مسأله‌ی اعتیاد بوده باشد. من راه‌حل معنوی را انتخاب نمودم زیرا عقیده دارم که
جواب حقیقی در آن‌جا می‌باشد. در فصل سوم با جزئیات بیشتری شرح خواهم داد که چرا به این امر معتقدم و در فصل‌های بعدی در میابیم که چگونه می‌توانیم راه‌ حل معنوی را در زندگی روزمره‌مان به کار گیریم.

عمـل ، خـاطـره ، آرزو

هرگاه که می‌خواهم به معنای شگفتی و لذت پی‌ببرم، به یک بعدازظهر زیبا و درخشان فکر می‌کنم که با دختر کوچک سه سالۀ همسایه‌ام رفته بودم پیاده‌روی. اگر چه گردش ما فقط در اطراف یک ردیف ساختمان در یک محله مسکونی باصفا ولی معمولی و پیش پا افتاده بود، اما این گردش تقریباً یک ساعت به طول انجامید. هر چه که ما می‌دیدیم یا می‌شنیدیم؛ عملاً یک کشف لذت بخش بود و موقعیتی برای بحثی مهیج بوجود می آورد. ما بارها و بارها ایستادیم تا به خودروهایی که در سراسر خیابان پارک شده بودند نگاهی بیاندازیم. دوست کوچک و جوان من با هیجان در مورد رنگ، اندازه و شکل آن‌ها صحبت می‌کرد و حتی اصرار می‌کرد همه‌ی آن‌ها را تک تک لمس نماییم. او همان توجه مجذوبانه را نسبت به گل‌های در حال رشد روی چمن‌هایی که از اطرفشان عبور می‌کردیم‌؛ و به صدای دوردست یک ماشین آتش‌نشانی نیز مبذول می‌داشت. وقتی یک هواپیما‌،
بالای سرمان به پرواز درآمد، ما بلافاصله ایستادیم و به آسمان خیره شدیم تا این‌که هواپیما در دور دست به یک نقطه تبدیل شد. البته برایش دست هم تکان دادیم. در حین قدم‌زدن در اطراف آن ردیف ساختمان، چیزهای مهمی برای یاد گرفتن وجود داشت؛ مثلا واضح بود که خوشحالی دختربچه، در حقیقت ناشی از چیزهایی نبود که با آن‌‌ها برخورد می‌کردیم. مناظر، صداها و وسایل، فرصت‌هایی برای بیان احساسی بودند که از قبل، درون وی وجود داشت. آن احساس ناشی از چیزی که در دنیای خارج وجود داشت نبود، بر عکس از قلب و روح او بیرون می‌آمد و به جهان خارج می‌تابید. به نظر من لذت، بهترین واژ‌ه‌ای است که حالت خوشحالی خود انگیخته را توصیف می‌کند.

پیدا کردن صد دلار، شما را خوشحال می‌کند. پول عاملی خارجی است و خوشحالی یک نتیجه‌ی درونی است. در مقایسه، لذت بدون هیچ‌گونه دلیلی ممکن است به عنوان همان خوشحالی توصیف گردد. لذت عاملی داخلی است که از قبل وجود داشته و نحوه تجربه ما از جهان را مشخص می‌کند. لذت دلیل و علت است در حالی‌که خوشحالی معلول یا پیامد می‌باشد.
من هیچ وقت پیشنهاد نمی‌کنم که ما به عنوان افرادی بالغ همیشه سعی نماییم که زندگی را طوری تجربه کنیم که گویی بچه‌هایی کوچک هستیم، بلکه باید از این حالت لذت بخش و این‌که آن‌را دارا هستیم آگاه باشیم. این حالت همیشه در دسترس ما است، گرچه ممکن است با
تجربه‌ای کاملاً متفاوت که آن‌را خوشحالی می‌نامیم اشتباه گرفته شود.

کشـف الگـوی « ذهـن بـدن» شمـا

آیـورودا قدیمی‌ترین روش جهانی ‌برای‌ مراقبت‌ از تندرستی، پیش‌گیری و برطرف نمودن بیماری است. اصل آن برمی‌گردد به دو هزار و پانصد سال قبل از میلاد؛ و قرن‌ها هنگامی که بقراطی‌ها و دیگر پزشکان یونانی اولیه طبابت می‌کرده‌اند وجود داشته است. در حقیقت کار این پزشکان متأثر از ایده‌های پزشکی هندوستان بود که توسط راه‌های تجاری پیشرفته، از شرق به اروپا منتقل شده بود. امروزه وقتی شروع به مشاهده محدودیت‌های استفاده از نظریه‌های صرفاً مکانیکی در مورد بدن می‌کنیم، بینش قدرتمند آیورودا و دیگر روش‌های سنتی مراقبت از سلامتی، دوباره در غرب اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کنند.

برای شناخت واقعی هر انسانی علاوه بر دانستن وزن، قد، فشار خون و دیگر علائم فیزیولوژی که پزشکی جدید معمولاً بر روی آن‌ها تکیه دارد، لازم است از خلق و خوی روانی، احساسی و حتی روحی شخص نیز آگاهی داشت. آیورودا می‌گوید قائل شدن تفاوت فاحش بین ذهن و بدن، غیر عاقلانه است: آن‌ها صرفاً اجزای یک تمامیت مستقل می‌باشند که انسان از هر دوی آن‌ها تشکیل گردیده است. هنگامی که با اعتیاد سر و کار پیدا می‌کنیم، ارتباط نزدیک بین ذهن و بدن به طرز بارزی اهمیت می‌یابد. در این‌جا فکر یا آرزوی انجام یک عمل، با وضوح منشاء واقعی، مشکل خواهد شد و تصوری واقعی از جدایی بین حالت احساسی و بیماری جسمانی وجود خواهد داشت، مگر این‌که به بررسی رفتارهای معتادگونه بپردازیم.

تجـربـۀ اعتیــاد

رویای ماده‌ای که بتواند حقیقت را دگرگون کند، عمیقاً در تصورات انسان ریشه دوانیده است. در آثار و نوشته‌های ودیک منابعی وجود دارد که در آن‌ها از یک مایع جادویی به نام سوما که شهد خدایان می‌باشد نام برده شده است؛ این مایع به کسی که آن‌را بنوشد، زندگی جاودانی عطا کند. در اساطیر یونان نیز گفته شده که ماده‌ای به نام اَم بروزیا همین قدرت را دارد. در کتاب خروج بنی‌اسراییل در عهد عتیق، آورده شده است که قوم بنی اسرائیل در بیابان با گرسنگی مواجه بودند تا زمانی‌که خداوند مانا را از آسمان برایشان فرستاد ، این ماده شبیه برف بود ولی طعم آن مانند هر غذایی بود که به تصور در می‌آمد.

معیار DSM IV برای اعتیاد

۱- اشتغال ذهنی به داروهای شیمیایی در حین دوره‌های مصرف
۲- مصرف مخدرهای شیمیایی، بیش از حد انتظار
۳- افزایش تحمل نسبت به داروهای شیمیایی
۴- ویژگی سندرم ترک مخدرهای شیمیایی
۵- استفاده از مواد مخدر برای اجتناب یا کنترل نشانه‌های ترک
۶- استفاده از مواد مخدر برای اجتناب یا کنترل نشانه‌های ترک
۷- نشئگی یا از خود بی‌خود شدن در زمان‌های مناسب (مثلاً هنگام کار )، یا تداخل ترک مواد با کارهای روزانه
کم شدن فعالیت‌های اجتماعی، شغلی یا تفریحی به خاطر مصرف بیشتر مواد مخدر .
۸- مصرف‌ مواد مخـدر بـا وجـود مشـکلات ‌اجتمـاعـی، احسـاسی یا جسمانی مربوط به آن ادامه می یابد.

اعتیاد به توتون

توتون هم مانند الکل تاریخچه‌ای تشریفاتی و آئینی داشته است. کشیدن “چپق صلح ” ما بین بعضی از قبایل بومی آمریکا، مراسمی شناخته شده بوده و شاید دلیلش این بوده که کاشفانی اروپایی مانند سر والتر رالی جزو اولین کسانی بوده‌اند که با توتون برخورد کرده بودند. معرفی توتون به انگلستان در قرن هفدهم را به رالی نسبت داده‌اند که ممکن است این امر از نظر تاریخی نادرست باشد زیرا مردم اروپا از زمان نخستین سفرهای کریستف کلمپ به دنیای جدید که یک قرن قبل از سفر رالی انجام گرفته بود، با مصرف توتـون آشنایی داشته‌اند. در حقیقت هنگامی که کریستف کلمپ در راه برگشت به اسپانیا یک سیگار برگ روشن کرد،”به خاطر نجات روحش”، یکی از همکارنش را در کشتی زندانی کردند و زمانی‌که او آزاد شد دیگر مصرف توتون در سراسر اروپا به صورت یک سرگرمی شناخته شده درآمده بود.

اعتیـاد بـه غـذا

معروف است آلبرت انیشتین در طول سال‌هایی که عمرش را در موسسه‌ی پژوهش‌های پیشرفته در پرنیستون نیوجرسی می گذرانده غرق در اندیشه‌های علمی خود بوده است. ادوارد رجیس در شرح حالش با عنـوان چـه کسی دفتر انیشتنین را گرفته است، اتفاقی را نقل می‌کند که یک‌روز بعد از ظهر، هنگامی که فیزیکدان بزرگ نزدیک خانه‌اش در حال قدم زدن بود برایش رخ داد. وقتی او با همکار جوان‌ترش که در موسسه کار می کرد برخورد کرد، آن دو مرد چند دقیقه‌ا‌ی با هم صحبت کردند و بعد هر کدام آماده شدند تا به راه خودشان ادامه دهند؛ اما انیشتنین دودل بود. او گفت؛”ببخشید اما من یک سئوال دیگر هم دارم، وقتی ما چند لحظه پیش ایستادیم تا با هم صحبت کنیم آیا مـن داشتم به طرف منزل می‌رفتم یا از آن دور می‌شدم؟”.

اعتیادهای دیگر

تاکنون با انواع اعتیاد مربوط به مواد مخدر سروکار داشتیم و دیدیم آنها از آغاز چگونه بخشی از سرگذشت بشر را به خود اختصاص داده‌اند. با این حال جامعه‌ی کنونی محیطی است که تمامی رفتارهای معتادگونه در آن فرصت ظهور پیدا می کنند. در این فصل به طور خلاصه به سه نمونه از اعتیادهای منحصر به فرد” مدرن و امروزی” نگاهی خواهیم انداخت؛ گرچه این اعتیادها بر پایه سوء استفاده از مواد نیست و مستقیماً زندگی فرد را تهدید نمی‌کنند اما این‌گونه نمونه‌های رفتاری کلیه خصوصیات اعتیادهای شناخته شده را دارا بوده و حتی ممکن است شناسایی و رویارویی با آن‌ها مشکل‌تر از سایر انواع دیگر باشد. اعتیاد به کار، روابط مخرب و یا تلویزیون، شامل هیچ‌گونه اعمال غیر قانونی نمی‌شوند ولی قادرند بخش عمده‌ای از زندگی فرد و شاید تمامی آن‌را به طرز نامناسبی اشغال نمایند.

به نظر من اعتیاد ویژگی مشخص کنندۀ زندگی امروزی است.

با این حال معتقدم جهت‌گیری ماده گرایانه و سرسختانه ما اکنون در حال تکامل و توسعه به سمت درک حقیقی ارزش‌های معنوی است. این تعبیر بیش از هر اصلاحیه دیگری در قانون جرایم می‌تواند موجب امیدواری ما برای کاهش یا رها شدن از مسأله‌ی‌اعتیاد باشد.اگر درنتیجه‌ی‌رفتارهای معتادگونه‌، به رندگی‌تان صدمه وارد آمده است، همین که دارید این کتاب را می‌خوانید نشان می‌دهد که در حال ایجاد تغییر مهمی در چشم انداز خود نسبت به اعتیاد می‌باشید؛ چشم اندازی به دور از لذات فریبنده‌ی مواد مخدر و دیگر محرک‌ها؛ چشم‌‌اندازی به سوی لذت درونی و سرور واقعی که می‌توانید آن‌را در خود معنویتان بیابید.
همین حالا آغاز کنید، به نیت صادقانه‌ی خود ارج نهاده و به آن افتخار کنید و شروع کنید به لذت بردن از امکانات نامحدودی که هر لحظه از زندگی، پیش رویتان قرار می دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *